ايل قشقايي

ایل قشقایی یکی از ایلات ترک زبان ایران است :مرکز اصلی این ایل فارس است . قشقایی ها در دوره ها مختلف بتدریج به این سرزمین کوچیده و در آن ساکن شده اند . حاج میرزا حسن فسایی در کتاب فارسنامه ناصری می نویسد : قشقایی ها طایفه ای از ترکان خلج بوده اند که از عراق ، عجم و ساوه به فارس کوچیده اند . قسمتی از این مهاجران در بلوک قونقری ( شهرستان آباده) ساکن و   ده نشین شده اند که هنوز هم به ترکی سخن می گویند و بنام خلج نامیده می شوند . گروهی دیگر به زندگی کوچنشینی ادامه می دهند و به دو بخش خلج و قشقایی تقسیم میشوند . چون مهاجرت اینان به فارس حالت گریز و فرار داشته است ، به ( قاج قایی ) به معنی گریخته و فراری معروف شده اند . بعدها این واژه به قاش قایی و قشقایی تبدیل می شود برخی عقیده دارند که قشقایی از قشقه به معنی چال و علامت سفیدی نقش شده است که بر روی پیشانی اسبان آنان وجود داشته است و نشانه قبیله آنان بوده است.پاره ای از مورخان مسکن اصلی ایل قشقایی را آذربایجان و تبریز می دانند .

ایل قشقایی ، يکی از بزرگترین ایلات ایران در همسایگی ایلات خمسه در استان فارس سکونت دارند . سواحل جنوبی استان به شکل حاشیه ای به طول حدود 250 کیلومتر و عرض 30  تا بیش از 50 کیلومتر قلمرو گرمسیری ( قشلاق ) آنهاست . قلمرو سردسیری ( ییلاق ) بیشتر در شمال استان و از نظر وسعت به مراتب کوچکتر از قلمرو گرمسیری و در حدود نصف آن است مناطق سردسیری بر خلاف قلمرو گرمسیری که همه یکپارچه و به هم متصل میباشند بیشتر پراکنده اند.

                         

 

                             سر زمینهای ییلاق و قشلاق در میان ایل قشقایي

الف) سردسیر(ییلاق)

قشقایی ها دارای دو منطقه سردسیری یا ییلاقی هستند یکی منطقه ای است که بین شیراز و دشت ارژن تا اطراف کازرون قرار گرفته است و دیگری در شمال شرقی شیراز. این منطقه از اردکان فارس تا مرزهای کهکیلویه و از شمال آباده تا شهررضا ادامه میابد و به سرحد بزرگ معروف است زیرا این منطقه از ارتفاعات حوالی فیروزکوه تا همسایگی بختیاری ها و ارتفاعات دنا را در برمی گیرد و طوایف مختلف قشقایی در آن پراکنده می شوند .

ب) گرمسیر (قشلاق)

گرمسیر یا قشلاق اولیه قشقایی ها در جنوب شرقی فارس بوده که از مناطق کم ارتفاع جلگه ای و پست لار ، جهرم ، فیروزآباد آغاز شده تا کرا نه های خلیج همیشه فارس ادامه مي یابد ، طوایف عمله ، شش بلوکی ، فارسی مدان ، کشکولی کوچک و چند طایفه وابسته در گرمسیر اولیه قشلاق می نمایند ولی گرمسیر دره شوری ها ، کشکولی بزرگ و شاخه های وابسته در مناطقی از کازرون تا نزدیکی های بهبهان و حدود بندر گناوه ادامه مي یابد ، اکنون گرمسیر قشقایی ها به بیش از دو برابر گرمسیر اولیه آنها وسعت یافته است .

قشقایی ها که به قشلاق اولیه و قدیمی می روند به نام " ابه های فارس " و آنها که به مغرب و جنوب غربی کشور قشلاق می‌کنند به نام " ابه های بهبهان " معروفند.

 تاريخچه ايل قشقايي

افرادی که در تاریخ ایل قشقایی مطالعاتی داشته اند نوشته اند که ایل قشقایی را قبل از دوره   صفویه از قفقازیه به شمال ایران  نقل مکان دادند و سپس در زمان شاه عباس (1038-998) آنها را به فارس کوچاندند ، هر چند که طایفه فارسی مدان  قبل از قشقایی ها در منطقه اقامت داشته اند و نامی از آنها برده شده است .

طوایف ایل قشقایی

طایفه دره شوری:

نام دره شوری از نام محل ییلاقی آنها ( دره شور ) گرفته شده است اینان پس از ورود به فارس در این ناحیه سکونت کرده اند . دره شور از محل ( سمیرم ) امروزه جزء مراکز ییلاقی این طایفه است . خان های طایفه دره شوری در سالهای اخیر به زراعت و باغداری توجه زیادی کرده اند
وگروههای زیادی از آنها به زندگی یکجا نشینی پرداخته اند . طایفه دره شوری یکی از طوایف      پر جمعیت ایل قشقایی است و مردم آن به داشتن و پرورش اسب معروفیت دارند.

طایفه فارسی مدان :

طایفه فارسی مدان از قدیمی ترین طوایف ایل قشقایی است که قبل از دیگر طوایف ترک زبان به فارس آمده اند و چون فارسی نمی دانستند ، واژه (فارسی مدان ) به آنها اطلاق گردیده است . طایفه فارسی مدان سابقاً در پادنا ییلاق و در اطراف کوه گیسگان قشلاق می کردند . بعد اراضی سرمشهد و سپس منطقه  دایین به آن اضافه شد . امروزه گروه هایی از طایفه فارسی مدان در حوالی اراک ( عراق ) و تهران زندگی می کنند و پاره ای از آنها هنوز به عراق معروفند . به نظر می رسد بعدها به فارس کوچیده اند . فارسی مدان ها به علت قدرت مرکزی و نفوذ و اعتبار و مدیریت کلانتران خود ، با وجود رقابتها و اختلافات خویشاوندی کمتر دستخوش تجزیه و جدایی              قرارگرفته اند.

طایفه کشکولی بزرگ:

طایفه کشکولی در گذشته از سه تیره تشکیل می شد که به همراه سایر تیره های قشقایی      ییلاق _ قشلاق میکردند . ییلاق آنها قسمتی از شمال سمیرم و دیز جان بوده است . زمستان را به مناطق جنوبی فیروزآباد کوچ می کردند بعدها قشلاق آنها به ماهور میلانی تغییر کرد .
دره شوری ها هم این منطقه را که دارای مراتع وسیع و چراگاه های مناسبی برای دام هاست ، قشلاق خود قرار می دهند . کمی بعد از جانب کلانتر طایفه محل ییلاقی آنها به همای جان و کمهر که از لرهای ممسنی خریداری می شود تغییر می کند.

طایفه کشکولی کوچک:

این طایفه قبلاً تیره ای بود بنام اخپلو که بعدها تیره های دیگری از جمله تیره کرمانی به او اضافه می گردد و گسترش پیدا می کند و ابتدا بنام کشکولی کرمانی و بعد تحت عنوان کشکولی کوچک نامیده می شود. این نامگذاری به خاطر آن است که سران طایفه های کشکولی بزرگ و کوچک و قراچه ای همه از یک خانواده بودند که تجزیه می شوند و رییس طایفه کشکولی کرمانی به هنگام آمارگیری طوایف برای اخذ مالیات نام طایفه خود را کشکولی کوچک معرفی می کند.

طایفه شش بلوکی :

شش بلوکی ها اغلب از تیره های بسیار قدیمی و از همان ترکان عراقی یعنی مهاجران اولیه هستند . این طایفه از پرجمعیت ترین طوایف قشقایی است که در پرورش و نگهداری دام مهارت فراوان دارند.

طایفه عمله :

جزء نیروی محافظ خان و عوامل اجرایی و اداری او به شمار می روند و مستقیما تحت نظر خان اداره می شوند . تیره های مختلف طایفه عمله تحت سرپرستی کدخدایی است که مستقیماً از خان دستور می گیرند . با وجود این پاره ای از تیره های بزرگ تحت سرپرستی کلانترها هستند که پایگاه آنها از کلانترهای سایر تیره ها پایین تر نیست.

از طایفه های مختلف ایل قشقایی حدود 40درصد همچنان بطور کوچ نشینی و نیمه کوچ نشینی زندگی می کنند و بقیه اسکان یافته اند . از تعداد و ترکیب دقیق جمعیت ایل قشقایی اطلاعا ت مستند و دقیقی در دست نیست . مشکلی که در برآورد جمعیت این ایل وجود دارد همان است که درباره کلّ جمعیت عشایری ایران وجود دارد . زیرا اغلب آمارگیری ها بر اساس معیارهای متعددی صورت گرفته است و نمی توان آن را پذیرفت و مورد مقایسه قرار داد تا نوسانات و تغییراتی که در ساخت اجتماعی ایل قشقایی پدید آمده مورد بررسی قرار داده شود.

خصوصيات مردم ايل قشقايي

قشقائيها مردماني سرخوش و دلشادند. به جشن، پايكوبي و رقص بسيار علاقمندند و از اندوه و سوگواري گريزان . در تمام سال تنها در ده روز آغاز محرم سوگواري مي‌كنند. در جشن‌ها و عروسي ها رقص چوبي(گروهي) زنان و مردان قشقايي بسيار زيبا و جالب است. در اين جشن‌ها زنان و مردان هر يك دو دستمال در دست مي گيرند و پيرامون يك دايره بزرگ مي ايستند و با آهنگ كرنا و دهل دستمال ها را تكان مي دهند و با حركات موزون پيش مي روند .  در رقص «دَرْمَرو» يا چوب بازي نيز، مردان دوتا دو تا و به نوبت با چوبهاي كوتاه و بلندي كه در دست دارند به آهنگ ساز و دهل با يكديگر مي‌رقصند و مبارزه مي‌كنند .

قشقايي ها به نوشيدن چاي علاقة بسياري دارند و فرزندان خود را از كودكي به نوشيدن آن عادت مي‌دهند. چاي از خوراكي هاي عمومي قشقايي است . قشقايي ها به كشيدن قليان بسيار علاقمندند . تنها مردان طايفه دره شوري به جاي قليان از چپق استفاده مي‌كنند.
مردم ايل فرمان‌گزار و مطيع دستور خان ها هستند و هيچ قانوني را بالاتر از فرمان خان خود نمي‌دانند. هرگاه يكي از خان ها يا كلانترها بميرد ، غوغاي عجيبي در ايل و طايفة او برپا مي شود. قشقايي ها در مرگ عزيزان و فرزندان خود كمتر از مرگ خان يا كلانتر خود متأثر مي شوند. گورستان هاي قشقايي در سر راه كوچ ايل قرار گرفته تا هنگام كوچ بتوانند براي مردگان خود فاتحه اي بخوانند.
به سبب علاقه اي كه به خانهاي خود دارند براي آن ها آرامگاه هاي باشكوه و استوار مي سازند كه ساليان دراز پابرجا مي ماند و هر سال هنگام كوچ قبر آنها را زيارت مي نمايند.
آرامگاه عده اي از سران ايل قشقايي به ويژه خان هاي طايفة كشكولي در دامنة با صفاي شاهدايِ اردكان با سنگ و شيرواني به سبك مزار حافظ ساخته شده و نظر بيننده را به خود جلب مي‌كند.
بيشتر قشقايي ها مردماني بلند قامت و خوش صورت و دلاورند . چهرة آنها گندم‌گون چشمانشان سياه يا ميشي و مويشان مشكي است. در ميان طايفة فارسي مدان و دره شوري گروهي سفيد پوست با موي زرد يا بور نيز ديده مي شوند . زنان قشقايي هرگز آرايش نمي‌كنند. تنها فرق زنان با دختران        «چتر زلف» زن هاست. هنگام عروسي براي آرايش عروس اين چتر زلف را درست مي‌كنند. مردان قشقايي هميشه صورت خود را مي تراشند و به سبيل گذاشتن چندان گرايش ندارند.  تمام قشقايي ها شيعة جعفري هستند و به آداب و رسوم خود علاقمندند. شايد بيش از پنج درصد آنان نماز نخوانند يا اصلاً نماز را ندانند ولي به عرف و عادات خود سخت معتقدند. زبان قشقايي ها تركي آميخته به فارسي است و همة آنها فارسي را خوب مي‌دانند و به آن و به آساني سخن مي‌گويند.

 

برخي پيشه هاي مردم ايل قشقايي

قشقايي ها در سردسير و گرمسير به كشاورزي و باغداري مي‌پردازند. محصولات آنها گندم، جو، برنج، حبوبات، سبزي، مركبات و خرما است. كشاورزي بيشتر با اصول قديمي و گاوآهن انجام مي‌گيرد. زنان در همه كارها با مردان همكاري مي‌كنند. پس از برداشت محصول و پرداخت حق مالكانه، زنان بقيه محصول را در خورجين‌ها و جوالها ذخيره مي‌كنند يا به فروش مي‌رسانند. به علاوه تمام كارهاي خانه به عهده زن هاست. دختران و زنان ايل هر صبح از كوه و دشت هيزم سوخت خود را گرد آوري مي كنند و پس از آن از رودخانه يا چشمه مشك هاي آب را پر مي كنند و به پشت  مي گيرند و به چادر مي‌آورند. سپس گندم و برنج را در هاون هاي چوبي به نام «ديوَكْ» مي‌كوبند و پوست آنها را مي‌گيرند. هنگام كوبيدن، آهنگ ويژه اي را زير لب زمزمه مي‌كنند كه آهنگ     «برنج كوبي» ناميده مي‌شود. پس از آن آرد را خمير و چانه مي‌كنند و از آن نان مي‌پزند. نان را روي ساج‌هاي فلزي مي‌پزند. نخست ساج را روي اجاق جلوي چادر گرم مي‌كنند و سپس چانه‌هاي خمير را روي نان بند پهن مي‌نمايند و روي ساج مي اندازند تا پخته شود. تمام خوراك هاي گوناگون ديگر نيز روي همين اجاق هاي جلوي چادر تهيه مي‌شود. زنان از شير ،كره، ماست، كشك ، قره قروت، سرشير و جز آن تهيه مي‌كنند. ماست را در مشكهايي كه به سه پاية چوبي متصل است مي‌آويزند و آن قدر تكان مي دهند تا كره و دوغ بدست آيد. كار ديگر زنان بافت جاجيم، گليم، گَبِّه قالي ، خورجين ، خوابگاه و جز آن است. زنان و دختران نخست پشم گوسفند را با دوك مي‌ريسند و پس از آن كه آنها را رنگ كردند به صورت كلاف براي بافت آماده مي سازند. بافت با دارهاي زميني و با شانه فلزي كه «كركيتْ» ناميده مي‌شود انجام مي‌گيرد. در هر دستگاه بافت چند تن از زنان و دختران مدت يك يا دو ماه كار مي‌كنند تا يك قطعه جاجيم يا گليم زيباي قشقايي بوجود آورند. نخست كلاف ها را سراسر دار مي‌كشند و از يك سو شروع به بافتن و طرح انداختن مي‌كنند. دوخت پوشاك خانواده نيز به عهده زن هاست و زن ها نيز بايد اين هنر را بدانند به ‌همين جهت مادران وظيفه دارند كه دوزندگي را مانند بافت جاجيم و گليم و قالي به دختران خود بياموزند.

موسیقی قشقایی ها

فرهنگ ایل قشقایی تا حدود بسیاری با فرهنگ دیگر اقوام ساکن در نواحی گوناگون استان فارس متفاوت است. در گذشته، موسیقی در میان ایل نشینان قشقایی از اهمیت زیادی برخوردار بود و به شکل ها و قالب های گوناگون توسط گروه های مختلف هنرمندان ایل اجرا می شد. با وجود اهمیت بسیار موسیقی در ایل قشقایی، چند عامل باعث اضمحلال تدریجی این موسیقی گردیده است:

۱- مهاجرت و پراکندگی در اثر ییلاق  قشلاق و کوچ مداوم

2- وضع بد معیشتی مردم ایل که فرصت پرداختن به موسیقی را از آن ها سلب نموده است و به همین دلیل هم اکنون هنرمندان ایل، انگشت شمار هستند .

3-تغییر شکل تدریجی بافت فرهنگی ایل که خود ناشی از رخنه عامل های جدید تمدن به میان ایل نشینان است.

4-موقعیت بد موسیقی دانان حرفه ای و جایگاه آنان در ایل

به طور کلی در ایل قشقایی سه گروه نوازنده وجود دارد که عبارت اند از:

«عاشق » ها ، « چنگی » ها و « ساربان » ها

الف ) عاشق ها

در روایت ها گفته شده که عاشق های قشقایی در اصل از مناطقی مانند قفقاز، شیروان و شکی به فارس مهاجرت نموده اند. به همین دلیل، وجوه اشتراکی میان عاشق های قشقایی و عاشق های آذربایجان وجود دارد . این وجوه اشتراک بیش تر در مضمون داستان هایی است که آن ها اجرا    می کنند تا در موسیقی .

در گذشته، ساز اصلی عاشق ها « چگور» بود، اما از چند دهه گذشته این ساز تقریباً حضوری در ایل قشقایی نداشته است . عاشق ها پس از چگور، مدتی به « تار» روی آوردند و سپس « کمانچه ».

از آهنگ های قدیمی عاشق ها، می توان از « سحر آوازی » و « جنگنامه » نام برد. از        آهنگ های متداول امروز در میان آنان می توان از «کوراوغلی» ، «محمود و صنم» ، «گرایلی» و           « باسمه گرایلی » نام برد . « عاشق اسماعیل » تنها عاشق بازمانده در ایل قشقایی است که هنوز         می نوازد و می خواند .

ب) چنگی ها

موسیقی قومی قشقایی بیشتر در میان چنگی ها رایج است. چنگی ها نوازندگان « کرنا »، « ساز » و « نقاره » هستند. این هنرمندان معمولاً در عروسی ها می نوازند.

ج) ساربان ها

ساربان ها آهنگ های قومی ایل را با نی می نوازند. نی در میان ایل نشینان قشقایی ساری قدیمی و شناخته شده است. از آهنگ هایی که در میان ساربان ها بیشتر متداول است، می توان از                 « گدان دارغا » که در وصف شترهای در حال حرکت است ، نام برد. در میان مردم ایل،ساربان ها بیش از دیگر هنرمندان ایل به آواز خوانی معروفند .


 

نوشته شده توسط قشقایی در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 9:30 موضوع تاریخچه ایل قشقایی | لینک ثابت